وظایف منتظران حضرت مهدی (عج) در عصر غیبت
دراديان مختلف آسماني اين انتظار ظهور و بروز دارد وآنها به دنبال منجي بشر هستند و همچنين که درروايات مختلف از امام صادق وساير معصومين دررابطه با منجي آخرالزمان صحبت به ميان آمده است ونيز در قرآن کريم آياتي دال براين مفهوم تعلق زمين به صالحان که منظور همان امام زمان است،اشاره شده است وهمچنين که دين هم بر بايه انتظار بنا شده است.
انتظار فرج، از برترين عبادت هاست، بس بنابراين تکليف منتظر در عصر غيبت بسيار سنگين است.
هر چند دعا براي فرج حضرت (عج)بسيار سفارش شده است که خود فرجي است براي ما،اما عملا بايد براي فرج امام زمان (عج) دعا کرد ؛يعني زمينه ساز شويم براي ظهور ايشان.
مهدويت؛ وعده الهي و ادامه راه کربلا و نگاه سرخ حسين (ع) است.
مهدويت؛ حقيقت سترگي است که جهان با وجود او بر مدار عشق مي چرخد و خورشيد به يمن درخشش او، زمين و آسمان را نورباران مي کند.
مهدويت؛ اميد و حيات؛ زيبايي و عشق، شور و نشاط است.
انتظار؛ ديده به راه دوختن است، لحظه شماري کردن براي کسي يا انجام واقعه اي است
انتظار؛ به اميد کسي يا چيزي ماندن است، نگران شخص عزيزي يا امر مهمي بودن است
انتظار؛ اميدواري، چشم به راهي، آمادگي است.
انتظار؛ چشم به راه همه کمالات بودن و التزام به خوبي ها است.
انتظار؛ تلاش براي يافتن، مقاومت براي رسيدن و جهاد براي ساختن است.
انتظار؛ انتظار روز ظهور است و انتظار روز ظهور او، انتظار غلبه اسلام و قران است و انتظار غلبه قران و اسلام، انتظار تحقق وحده هاي الهي است.
انتظار؛ مجموعه اصول و معارف دين و تجلي ولايت ولي خدا (حضرت ولي عصر عليه السلام) است.
انتظار؛ سهم ديدگاني است که رو به آفتاب زيسته اند، سهم دلهايي است که شبانگاهان و چه بسا هر لحظه بر وسعت نيايش، جانب آسمان ريشه دوانيده اند.
انتظار؛ کلمه اي ژرف و معنايي ژرف تر و.... .
تفسير دقيق و واقعي الفاظ و اصلاحات اسلامي و درک صحيح آنها بر هر شيعه اي که بخواهد به روح والاي تعليم اسلام، حقيقت مکتب و برنامه هاي مادي و معنوي آن آشنا شود، بسيار ضروري است؛ چرا که کمال انسان در گروه فهم صحيح و دريافت درست تمام جنبه هاي دين و مفاهيم آن مي باشد.
عدم تعمق و تبيين کارساز تعاليم متعالي اسلام، باعث واژگونه معرفي شدن حقايق شده و در نهايت به رکود، انحطاط و وقوف منجر خواهد گشت. از اين نظر معرفي ارشادهاي واقعي دين در هر رشته و ارتباط آن با تحرک، فعاليت، اخلاق و کمال، اهميت فوق العاده اي دارد، بخصوص امروزه که به يگانگان با تهاجمات هرهنگي خود و نيز تبليغات غرض آلودشان در پي گمراه نمودن مردم و نسل جوان از شعائر الهي و انساني هستند، پس بر هر قلم واجب است که با ارائه آگاهي هاي لازم، نسبت به مفاهيم و مباني دين، جوانان تشنه و جوياي حقيقت را هر چه بيشتر سيراب کنند. چه بسا انحراف از درک آنها و غفلت از معرفي درست مفاهيم دين، باعث ضلالت اين قشر و ساير افراد شود.از جمله مفاهيمي که درک معناي صحيح و دقيق آن به اعتقادات انسان مربوط مي شود و در تبيين آنها بايد توجه فراواني مبذول داشت؛انتظار ظهور يا همان انتظار فرج است.
مفهوم انتظار:
با مطالعه فرهنگ لغت هاي مختلف، معناي لغوي واژه «انتظار» که برگرفته از سه حرف اصلي (ن،ظ،ر) است، اين گونه يافتيم:
انتظار: يعني چشم به راه بودن [1]، چشم داشت و توقع داشتن[2]. نگه باني و نوعي اميد به آينده داشتن و درنگ در امور[3].
لازم به ذکر است که اين واژه به صورت مختلف، (14 بار) در قران آمده است. به يک شاهد قراني در اين زمينه اشاره ميکنيم:
« فا نتظروا إني معکم من المنتظرين »
« پس منتظر باشيد که من هم با شما از جمله منتظرانم »[4]
طبق آنچه گفته شد معني حقيقت انتظار، بر حسب مفهوم لفظي اند (ضد ياس) است. يعني « قطع اميد کردن از امري به واسطه يقين به عدم وجود يا عدم وقوع آن » پس منظور از انتظار داشتن امري؛ اين است که فرد، يقين به وقوع آن داشته و همچنان چشم به راه و اميدوار به زمان وقوعش باشد.[5]
مفهوم لغوي و اصلاحي انتظار:
انتظار؛ حقيقتي است که از ترکيب ايمان و اعتقاد به خدا و مباني دين و نيز اشتياق به ظهور موعود الهي شکل گرفته تابه کمک امداد هاي الهي، حکومت قسط و عدل را در جهان گسترش داده و همه را تحت فرمان يکتا پرستي در آورد؛ پس انتظار به معناي اميد به آينده اي سعادت آفرين است که همگان در آن، از فساد و ناحقي ها نجات يابند و نيز به معناي چشم به راه بودن براي تحقق عدل و بر قراري نظام عدل الهي است.
منتظر (به کسر ظاء) کيست:
کسي که اميدوار به رحمت الهي است و ناراحت و مايوس از وضع موجود است، به ظهور امام عصر (عج) يقين داشته و چشم به راه و امامده ياري اوست، چنين فردي منتظر ناميده ميشود.
ايجاد حالت انتظار در انسان و منتظر ناميده شدن او، مستلزم تحقق مقدماتي است که با فراهم شدن آنها انتظار حاصل شدني است و فرد به عنوان منتظر حقيقي شناخته مي شود. مهم ترين مقدمات چهار عامل ذيل هستند:
اول) يقين به ظهور حضرت:
هر قدر علم و يقين شخص به ظهور امام زمان (عج) عميق تر باشد، انتظارش نسبت به آن بيشتر است و با وجود شک در اصل وقوع و يا سست بودن عقيده نسبت به ظهور، انتظار هم به صفر نزديک تر ميشود؛ زيرا يقين قوي و محکم در مورد اين مسأله ارتباطي مستقيم با اعتقاد فرد به وعده هاي قران و سنت داشته و وجود عقيده راسخ بر شدت انتظار مي افزايد.
دوم) نزديک دانستن امر ظهور:
يقين داشتن انسان به اصل ظهور کافي نيست؛ بلکه اگر وقوع آن را در آينده اي نزديک ببيند؛ انتظار بيشتر شده و تا در احاديث اهلبيت(ع) آمده امر ظهور را
دور نپنداريد، تا انتظار شديد تر شود. اينکه امام صادق(ع) فرموده اند: « آنها (کافران و ناباوران) ظهور امام را دور ميبيند ولي ما آن را نزديک مي بينيم[6].»
براي تشديد حالت انتظار در مومنان است هر چند که زود تر دانستن امر ظهور با « استعجال » که امر مذموم شمورده شده متفتوت است.
سوم) دوست داشتن ظهور امام (ع):
فرد معتقد به ظهور امام، هر مقدار ظهور موعود را دوست داشته باشد، بر شدت انتظارش افسوده شده و براي ظهور لحظه شماري مي کند؛ زيرا که تصور روشني از زمان ظهور دارد.
چهارم) دوست داشتن مهدي موعود (ع):
با وجود علاقه، محبت دل بستگي فراوان درون فرد معتقد نسبت به امام، انتظارش نسبت به ظهور آن حضرت شديد تر خواهد بود.عوامل يا رشد باعث ايجاد حالت انتظار در فرد بوده و نبود و يا کمبود اين عوامل در ضعف انتظار مؤثر است و فرد مقيد به انجام وظيفه انتظار، با تقويت اين مقدمات به عنوان يک منتظر واقعي محسوب مي شود.
منتظر (به فتح ظاء) کيست:
کلمه ي منتظر (بفتح ظاء) اسم مفعول از باب « افتعال» به معناي انتظار کشيده شده است که ديگران در انتظار او بسر برند. به عبارت ديگر، کسي که مورد انتظار شخص منتظر (بکسر ظاء) است و انتظار لحظه ي ظهور ورودش کشيده ميشود، منتظر (بفتح ظاء) گفته مي شود.
از زبان امام معصوم (ع) آن کسي که بايد در انتظار آمدنش بود، چنين معرفي شده است:
عبدالعظيم حسني: روايت مي کند که بر مولاي خود، امام محمد تقي (ع) وارد شدم و گفتم: من مي خواهم از قائم (ع) سوال کنم که آيا او همان مهدي است يا کسي غير از او است؟ امام (ع) فرمود:
«قائم همان مهدي است، کسي که واجب است در غيبتش انتظارش بکشند و در ظهورش او را اطاعت کنند و او سومين از فرزندان من است و سوگند به کسي که محمد را به نبوت مبعوث فرمود و ما را به امامت مخصوص گردانيد، اگر از عمر دنيا جز يک روز باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را آن قدر طولاني گرداند تا در آن روز قيام کند و زمين را همچنان که آکنده از ظلم و جور شده باشد، پر از عدل و داد نمايد.[7] بنا بر حديث ياد شده، در عصر کنوني و دوران پر تکليف غيبت آن که بايد مورد انتظار همگان بوده و انتظار او کشيده شود، حضرت مهدي (ع) است. حال اين سوال مطرح ميشود که چرا حضرت مهدي (ع) را « منتظر » (به فتح ظاء) گويند؟!
صقر بن ابي دلف گويد: از امام جواد (ع) پرسيدم که پس از حسن [امام حسن عسکري (ع)] چه کسي امام است؟
ايشان چنين فرمودند:
«إن من بعد الحسن ابنه القائم بالحق المنتظر»
فقلت له يابن رسول لله لم سمي القائم؟
قال: «لانه يقوم بعد موت ذکره و ارتداد اکثر القائلين بامامته»
فقلت له: و لم سمي المنتظر؟
قال: لان له غيبه يکسر ايامه ها و يطول امدها فينتظر خروجه المخلصون و ينکره المرتابون و يستهزي بذکر الجاهدون وينجع فيها المتسلمون.
« همانا پس از حسن، فرزندش قائم، به حق امام منتظر است.»
گفتم: فرزند رسول خدا! چرا او را قائم مي گويند؟
فرمودند: « زيرا او پس از آنکه يارش از بين مردم برود و اکثر معتقدين به امامتش مرتد شوند قيام کند»
کفتم: چرا او را منتظر (به فتح ظاء) گويند؟
فرمودند: « زيرا ايام غبيتش زياد شود و مدتش طولاني گردد، مخلصان در انتظار قيامش باشند و شکاکان، انکارش کنند و منکران، يادش را استهزاء نمايند و تسليم شوندگان در آن، نجات يابند»[8]
آري رمز اينکه امام مهدي (ع) منتظر (به فتح ظاء) ناميده شده در کلام پاک امام معصوم (ع) به خوبي بيان شده است. و آن اينکه افرادي مخلصانه در انتظار قيام او و اتمام دوران غيبت طولاني اش هستند و هر گز دست از اين عقيده پاک خود نسبت به امامت ايشان بر نداشته و همچنان منتظر فرا رسيدن لحظه ظهورش بوده و نيز تسليم شدگان امر اويند.
ديدگاه امام خميني و شهيد مطهري (قدس سره):
بنيان گذار انقلاب اسلامي ايران- امام خميني (قدس سره)- در سخنان خود، هدف دشمنان اسلام را براي قشر مسلمانان، به وضوح مشخص ساخته اند. ايشان مي فرمايند:
« اينها از اول در ذهن شما مطالبي وارد کردند تا شما را از امور مملکتي منصرف کنند و آنها مشغول کار خودشان باشند و شما هم مشغول دعا گويي باشيد. آنها هم، هر کاري که دلشان مي خواهد، هر گونه هرزگي که مي خواهند بکنند[9].»
علامه شهيد مرتضي مطهري (ره) نيز در و معرفي و تبيين انتظار ويران گر فرمودند:
برداشت قشري از مردم، از مهدويت و قيام انقلاب مهدي موعود (ع) اين است که اين موضوع، صرفا ماهيت انفجاري دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشائه و رواج ظلم ها، تبعيز ها، اختناق ها، حق کشي ها، تباهي ها ناشي ميشود، نوعي سامان يافتن است که معلول پريشان شدن است. آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقيقت هيچ طرفداري نداشته باشدريا، باطل يکه تاز ميدان گردد،
جزء نيروي باطل نيرويي حکومت نکند و فرد صالحي در جهان يافت نشود ( نه اهل حقيقت؛ زيرا هر صلاح، يک نقطه ي روشن است.) تا در صحنه ي اجتماع نقطه روشني هست دست غيبي ظاهر نمي شود. بر عکس، هر گناه و فساد و هر ظلم تبعيز و هر حق کشي و پليدي اي به حکم اين که مقدمه صلاح کلي است و انفجار را قريب الوقوع مي کند رواست، زيرا « الغايات تبرر المبادي » (هدف ها رسيده هاي نا مشروع را مشروع مي کند) پس بهترين کمک به تسريع در ظهور و بهترين شکل انتظار، ترويج و اشاعه ي فساد است.[10] اين نوع برداشت منفي و غلط از مفهوم اصيل انتظار فرج و ظهور حضرت مهدي موعود (ع) در واقع، عاملي مؤثر براي تعطيلي و کنار گذاشتن احکام و قوانين ناب اسلامي و به تعبير استاد مطهري (ره) نوعي « اباحي گري » محصوب مي شود.[11] و هرگز طبق موازين قراني نيست. امام رضا (ع) در اين زمينه ميفرمايد: « اگر شيعه ما زنده بماند و حکومت ما را درک کند، همطراز کساني است که در رکاب رسول الله (ص) و جنگ بدر رفته اند و اگر در حال انتظار بميرد،
همطراز کساني است که با قائم آل محمد (ع) قيام مي کنند و در سرا پرده او مانند اين دو انگشت شهادت در منار هم مي نشينند.[12]»
انتظار ويران گر که معلول و محصول بينشي نادرست درباره ي تحولات و انقلابات تاريخي است؛ در واقع اثارت بخش و فلج کننده نيروهاي مقاوم جامعه است و اگر ديدگاه فردي در مورد اين اصل مقدس بر اين اساس شکل گرفته شده باشد که ظلم را در عالم فرا گير کنيم تا مقدمات ظهور فراهم گردد و به سکوت در برابر ستم که نوعي همراهي در قيام، بپردازيم، اينجا است که به هشدار امام رضا (ع) در مورد اينکه خطر مدعيان درو غين انتظار به مراطب از فتنه دجال زيان بار تر و آسيب پذير تر است ، پي ميبريم. امام رضا (ع) در معرفي اينگونه افراد ميفرمايند:
« برخي از کساني که مودت و دوستي ما اهلبيت را دست تاويز ساخته اند، زيان و فتنه انگيزيشان بر شيعيان ما از دجال بيشتر است.[13]»
انتظار سازنده:
نوعي از انتظار که در واقع نگرش صحيح نسبت به امر مقدس انتظار است؛ انتظار سازنده يا همان هانتظار مثبت است که تعهد آور، مسئوليت آفرين، نيرو بخش و بحرکت درآورنده مي باشد.[14]
با کمي دقت درمي يابيم که مفهوم راستين و واقعي انتظار عبارت است از: حرکت و تلاش سازش ناپذير در جهت مبارزه با ظلم و ظالم به منظور زمينه سازي حکومت جهاني اسلام و ظهور حضرت مهدي (ع).
اين مفهوم راستين داراي سه معناي تدريجي است که عبارتن از:
1)فرج و گشايش که همچون نقطه ي روشني است که انسان با انتظار به آن سو حرکت ميکند، پس حرکت بايد به سوي نقطه معيني باشد؛ اميد به رفع ظلم و تلاش در جهت ريشه کن نمودن آن، نه سکون و سکوت در برابر ستم گري هاي موجود در جامعه.
در حقيقت انتظار فرج، درمان کننده ي مشکل ياس است و شيعيان هميشه مخالف ستم بوده و ذکر هميشگي يشان در هنگام مقاومت ها « يا حجه ابن الحسن و يا مهدي» است به عنوان نمونه؛ زماني که رژيم سهيونستي براي ماندن در جنوب لبنان آمده بود تا به اشاعه ي فساد و تجاوز به ناموس ها بپردازد، شيعيان به امام مهدي (ع) روي آورده و اصلحه ها را به سوي تجاوزگران نشانه گرفتند و سرانجام پيروز شدند. پس علتي که وادار کننده ي هميشگي شيعه براي ستيز با دشمنان است، انتظار فرج مي باشد و اگر شيعه انتظار فرج را به طور کامل درک کند هيچ گاه، مظلومي باقي نمي ماند؛ زيرا شيعيان در اين صورت، ظلم را پذيرفته و خداوند آنها را پيروز مي گرداند.[15]
2)در مفهوم دوم انتظار فرج سازنده، توجه ما بسوي مرکز فرماندهي و ولايت الهي؛ يعني امام مهدي (ع) است. اين امر در رهبري معنوي؛ يعني مرجعيت باستاب يافته و اين که رهبر مذهبي مسلمانان به ويژه شيعيان بايد از بين پارساترين و نزديک ترين به ارزشهاي الهي انتخاب شوند به اين دليل هست که افرادي مثل علامه انصاري، سيد طباطبايي، آيت الله سيد ابو الحسن اصفهاني و ... به عنوان رهبران شيعه، رو به سوي قله والا تري داشته اند کا آن قله امام مهدي (عج)
است و ما اين قله بلند و متکامل را « انتظار فرج » مي ناميم. چون انتظار فرج به معناي واقعي و اصيل خود، ما را وادار به حرکت به سمت قله هاي روشن و افق هاي دور دست مي کند.3)مفهوم عميق تر انتظار فرج اين است که ما چون دوست دار امامين بايد آن طور که مورد پسند امام است زندگي کنيم و با يافتن الگويي مناسب که جست جوي الگويي مطلوب از جمله لصيل ترين صفات بشر است مي توانيم نقش خود را به نمونه کوچکي از آن الگوي برتر، دگرگون ساخته و اين الگوي مناسب که ارزش هاي والا در او تجسم يافته، امام مهدي( روحي فداه ) است.
از اين رو در انتظار ظهور او بوده و سعي مي کنيم، با تهذيب نفس و ساير آمادگي ها، اعمال خود را مورد رضايت امام قرار دهيم و اين معناي والا و حقيقي انتظار فرج است.
انتظار در روايات:
انتظار در فرهنگ مطعالي اسلام، به ويزه در مکتب گرانسنگ تشيع از جايگاه ويژه اي بز خوردار است و در مباحث مهدويت، درخشندگي خارجي دارد. مجموعه رواياتي که از «انتظار» سخن گفته اند به دو دسته کلي تقسيم مي شوند.دسته اول: رواياتي است که به انتظار فرج و گشايش، به صورت عام و کلي اشاره کرده است، گرچه مصداق کامل و تام آن « فرج عمومي » در سطح جهان با ظهور حضرت مهدي (ع) نيز هست ولي هر گشايشي را شامل مي شود.
دسته دوم: رواياتي که در خصوص فرج قائم آل محمد (ع) و ظهور آخرين مصلح جهاني و موعود است.[16]
الف)انتظار فرج؛ برترين عمل ها
رسول مکرم اسلام چنين فرموده اند:
« افضل اعمال امتي انتظار الفرج من الله عزوجل »؛« برترين عمل امت من، انتظار فرج از جانب خداي بلند مرتبه است.[17] »
روايت معروف ديگري که از پيامبر عظيم الشأن اسلام نقل شده اين است که:
« افضل الاعمال احمزها » ؛ « بر ترين اعمال سخت ترين آنها است.[18] »
امام علي (ع) ميفرمايند:
« افضل عمل المومن انتظار الفرج » ؛ «بهترين کار مومن انتظار فرج است.[19] »
ب) دين بر پايه انتظار:
انتظار يکي از پايه هاي اساسي دين مورد قبول خداوند را تشکيل مي دهد.
قرار گرفتن انتظار حضرت مهدي (ع) در کنار شهادت به توحيد و نبوت و ولايت، حاکي از شدت اهميت و اعتبار آن در نزد خدا است. خداوند بر اساس مجموعه ي اصول مذکور است که اعمال بندگان را مي پذيرد.
پس اگر نقصي از ناهيه ي هر يک از اصول پيش آيد مقتضي براي اعمال حاصل نخواهد شد و بر اساس همين نکته است که مي توان گفت: هيچ عملي را از بنده غير منتظر نمي پذيرد. آمدن دو اصل پرهيز کاري و سخت کوشي هم رديف با انتظار قائم (ع) علاوه بر تصريح به جدايي نا پذير بودن « انتظار و ورع » و « انتظار و جهاد » به کامل نبودن دين بدون آن دو نيز دلالت دارد، همان طور که به عدم قبول انتظار بدون آن دو اشاره مي کند.[20]
ج: انتظار فرج؛ محبوبترين عمل
در روايات امامان معصوم (عليهم السلام) انتظار نه تنها عمل و حتي برترين عمل بلکه بهعنوان محبوبترين عمل نيز شمرده شده است.
مردي از امام علي (عليه السلام) پرسيد: محبوبترين عمل نزد خداي بلندمرتبه کدام است؟ امام علي (عليه السلام) فرمودند: «انتظار فرج[21]».
د: انتظار فرج؛ عملي عبادي
انتظار فرج در دين مبين اسلام، نه تنها بهعنوان برترين و محبوبترين عمل شمرده شده است، بلکه از آن با عنوان ديگري به نام «عبادت» ياد شده است.
آنجا که رسول اکرم (صلي الله) فرمودهاند: « انتظار الفرج عبادة؛ انتظار فرج عبادت است[22]».
ه: انتظار فرج؛ بالاترين عبادت مؤمن
به منظور بيشتر معرفي نمودن گلواژهي انتظار، تعبير ديگري در لابهلاي کلام نوراني معصومين (عليهم السلام) به چشم ميخورد و آن اينکه، انتظار، بالاترين عبادت مؤمن، شمرده شده است.
رسول اکرم (صلي الله) در اين باره چنين فرمودهاند: «افضلُ العبادة انتظار الفرج؛ بالاترين عبادت انتظار فرج است[23]».
امام علي (عليه السلام) نيز ميفرمايند: « افضلُ العبادة المؤمن انتظار فرج الله؛ برترين عبادت مؤمن انتظار فرج از جانب خداست[24]».
و: انتظار فرج؛ بالاترين جهاد امت پيامبر
نبي مکرم اسلام (صلي الله) فرمودهاند: «افضل جهاد أمتي انتظار الفرج؛ بالاترين جهاد امت من، انتظار فرج است[25]».
ز: انتظار فرج؛ بزرگترين فرج ها
همه تعابيريکه درباره مفهوم والاي انتظار بيان شده در يک حديث شريف که از حضرت امام زين العابدين(عليه السلام) نقل شده است: «انتظار الفرج مِن أعظم الفرج؛ انتظار فرج از بزرگترين فرج هاست[26]».
تکاليف منتظران
همانطور که ميدانيم انتظار، تجلي کامل تربيتهاي مکتب اسلام است که که هم شاخص منوّر عقائد حقّه از قبيل توحيد، عدل،نبوت، امامت و معاد است و هم تربيتهاي مکتب در آن متبلور شده است.
انتظار جرياني در دوران عميق غيبت است، اين دوران همچون مدتي است که معلم از کلاس خارج شده تا بنگرد که شاگردان، در غياب او چه ميکنند و نسبت به تکاليف سپرده شده چه عکسالعملي دارند؟ حال شاگرد مکتب انبياء الهي، هم همين گونه است. او حاضر در کلاس دين الهي است و بايد پيوسته مراقب خود باشد تا دست از پا خطا نکند و بداند که هم اکنون موقع خروج معلم ازکلاس است که ورودش از جمله احتمالات بوده و امکان دارد، او را در آن حال ببيند، پس منتظر، بايد در هر موقعيتي، رضايت خاطر معلم يعني همان منتظر را فراهم کند[27].
پس از بيان اين تمثيل لازم است که به آداب عصر غيبت و ذکر مقدمهاي در اين زمينه بپردازيم. هنگاميکه در تعاليم و تکاليف دين، با بينشي عميق، صحيح و آگاهانه، غور و تفکر ميکنيم، به اين نتيجه ميرسيم که روزگار انتظار، روزگار رهايي، بيمسئوليتي يا به عبارتي ديگر دوران بيتفاوتي نيست، بلکه دورانهاي تکليف است، هم تکاليف فردي و هم تکاليف اجتماعي.
در اين دوران مسلمانان و منتظران واقعي، بايد پاسبان دين حقّهي الهي و تعاليم و احکام والاي آن باشند و اگر عصر بيتکليفي بود، بايد تکليف از افراد ساقط ميشد. درحالي که اينگونه نيست، بلکه عصر تمسک جستن به احکام الهي، بايد به قوت خود پابرجا باشد. از اين رو حضور همهي افراد چه در بعد فردي و چه در بعد اجتماعي لازمهي آن است همچنين همهي جوانب دين به ويژه در بعد فعال آن بايد مورد آموزش همگان واقع شود.
بنابراين؛ عصر انتظار، عصر وظيفه و تکليف است که طبق احاديث معصومين (عليهم السلام) انتظار در کنار منتظر آورده شده، از اين رو، درمييابيم که منتظران براي اثبات انتظار خود تکاليفي دارند. هدف آن است که نوشتهاي در دست محبان و مشتاقان آن حضرت و همهي طالبان هدايت قرار گيرد که بتوانند به راحتي با وظايف خود در قبال حضرت حجت (عليه السلام) و حقوقيکه آن حضرت بر آنها دارد، آشنا شده و دست يابند و آنها را سرمشق خود قرار دهند و عمل کنند.
در اين عصر که دشمنان دين بيش از گذشته و با حربههاي گوناگون خود به جنگ با دين و دينداري آمدهاند، ميبايست با تحقيق بيشتر در مباحث مربوط به امام زمان (عليه السلام) که خورشيد معنويت و اصل همهي محتويات است، خود را آمادهي مقابله با مکر آنان کنيم.
ذکر داستاني درمورد انتظار
فردي خدمت رسول اکرم (صلي الله) آمد و پرسيد: «يا رسول الله! روز قيامت چه زماني واقع خواهد شد؟» چون اين سؤال را در هنگام نماز پرسيد. رسول اکرم (صلي الله) ابتدا تشريف برده و نماز خواندند و سپس فرمودند: «آن شخصي که اين سؤال را پرسيد، کجاست؟» سؤال کننده آمد اما پيامبر اکرم، اينگونه جواب نداند که عملش نزد خداست يا در چه زماني، بلکه فرمودند: «براي قيامت چه آماده کردهاي؟[28]»
مشابه همين، شخصي نزد امام جعفر صادق (عليه السلام) آمد و سؤال نمود: «گشايش و فرج شما اهل بيت (عليهم السلام) چه زماني است. امام (عليه السلام) فرمود: تو را به فرج چهکار؟ درحالي که از کساني هستي که دنيا را ميخواهي[29]».
ابعاد عاطفي شور منتظر
گواه صادق بر انتظار، شوق و اشتياق است که از يک سو در غم فراق و از ديگر سو در شوق وصال ميباشد. ابعاد عاطفي انتظار، که در حقيقت نقطهي اوج انتظار و گرمي و حرارت آن ميباشد، اشتياق است. اين عواطف و احساسات در ابعاد زير تجلي دارد:
1-محبت
عشق و محبت به امام که در واقع، سرريز محبت و شفقت امام به شيعيان است که در دعاي ندبه آمده «بِنَفسي أنت مِن مغيَّبٍ لَم يَخلُ مِنّا ...؛ جانم فداي آن امام غايبي باشد که جايش در ميان ما خالي نيست ...[30]»
2-شور طلب
پس از ديار محبت، منتظر کسي است که به دنبال يار ميگردد، نه آنکه گوشهاي بنشيند و صبر پيشه سازد. يا شور و شوق همه جا را در طلب او جستجو ميکند. کسيکه گمشدهاي دارد و مدّعي عشق و محبت است، آيا از او پذيرفته است که هيچگاه در طلب گمشدهاش برنيامده باشد و زمينه را براي ظهورش فراهم نکنند.
3-چشم به راه
منتظر واقعي کسي است که براي رسيدن يار، لحظه شماري ميکند، يعني واقعاً چشم به راه است، به او عشق ميورزد، با او سخن ميگويد، او را طلب ميکند و با چشمهاي نگران و رمق ديده به دور دست مينگرد، شايد او را ببيند و بيايد.
انتظار در ابعاد عاطفي آن يعني اشتياق، محبت، شور طلب و چشم به راه بودن، همگي مستلزم نوعي توسل و رابطهي قلبي با حضرت است.
بنابراين انتظار کشيدن يکي از خصال بسيار مهم در نيک شهر منتظران است که از مفهوم روان به مقولهي عمل و اهل تلاش سوق يافته و طبق معناي واقعي آن انسان را در هر سه محور ياد شده پرورش ميدهد.
دعا براي سلامت و تعجيل در فرج امام عصر (عليه السلام)
يکي ديگر از وظايفي که بنابر تصريح حضرت صاحب الامر (عليه السلام) بر عهدهي منتظران و عاشقان آن حضرت، نهاده شده دعا براي تعجيل فرج است. و از آنجايي که دعا، عملي عبادي و نوعي خواستن است، برخاسته از مفهوم واقعي انتظار است به همين دليل جزء تکاليف منتظران ميباشد.
امام عصر (عليه السلام) در توصيفي که خطاب به اسحاق ابن يعقوب (عليه السلام) صادر شده ميفرمايند: «وَ أکثَروا الدعاءَ بِتَعجيلِ الفرج فإنَّ ذلکَ فرجکُم؛ براي تعجيل در فرج بسيار دعا کنيد، همانا در آن، گشايش کار شما هست[31]».
دعا کردن، شرط رهايي از فتنههاي عصر غيبت و اتمام هرگونه ظلم و فساد است، در اين باب به حديثي از امام حسن عسکري (عليه السلام) اشاره ميکنيم که ايشان ميفرمايند: «به خدا سوگند، او غيبتي خواهد داشت که در آن، تنها کساني از هلاکت نجات مييابند که خدا آنها را بر قول به امامتش ثابت قدم داشته و در دعا براي تعجيل در فرج موفق نموده است[32].
شرايط دعا
دعا کردن بهمنظور امتثال امر امام، شرايطي دارد که از جملهي آنان عبارتند از:
1-پاکي درون (توبه و رفع موانع استجابت)
در قرآن کريم آمده: «إنَّ اللهَ لا يُغَيِّرُ ما بقومٍ حتّي يُغَيِّروا ما بِأنفُسِهِم؛ خدا، حال قومي را تغيير نميدهد، تا آنان حال خود را تغيير دهند[33]».
بر اين اساس اگر بندگان با استغفار حال خود را تغيير دهند، عاقبت عمل آنها اين است که نعمت عظماي الهي که فرج کلي آل محمد (صلي الله) است، به آنها عطا خواهد شد.
2-دعا براي جماعت
هرگاه همهي بندگان خدا همعهد شده که به درگاه حضرت احديّت توبه و تضرع نموده و تعجيل در فرج آن حضرت را طلب کنند،
پس در آن تعجيل خواهد شد و اگر چنين نکنند، در آن تأخير خواهد گشت؛ زيرا که تعجيل فرج و تأخير آن جزء امور بدائي[34] است.
3-ساير موارد
علاوه بر موارد ياد شده، عوامل و شرايط ديگري که براي دعاء نمودن جهت تعجيل در فرج امام، نقش دارند به اختصار عبارتند از: دعاي برخاسته از دل نه فقط اکتفا کردن به لفظ، خلوص نيّت، خشوع قلب و ...
شرايط تسريع در تأثير دعاي فرج
از جمله شرايط تکميل و تأثير دعاي فرج و توبه – چه به صورت دسته جمعي واقع شود يا به صورت انفرادي و چه دعا و توبه را هر فردي از جانب خود انجام دهد يا از جانب همه مؤمنين – عمل به واجبات و ترک بعضي از گناهان به خاطر شدت حرمت آنهاست، علاوه بر توبه، کفـاره هم دارد، مانند افـطار روزهي ماه مبارک رمضان، يا قتـل نفس محترمه.
همچنين، درمورد دو معصيت بزرگي که يکي واقعهي کربلا و ديگري، زنداني شدن موسي بن جعفر (عليه السلام) است. اين امر مصداق دارد، زيرا وقوع اين دو مصيبت بزرگ، سبب تأخير فرج اهل بيت (عليهم السلام) شد. بر اين اساس بر مؤمنان لازم است که علاوه بر توبه، کفاره هم بدهند، يعني نسبت به شأن جليل آن دو امام عالي قدر، آنچه سزاوار است، انجام دهند که کفارهي آن، نصرت و ياري اين دو عزيز بزرگوار- در آن جهتي که به مصيبت آنها مربوط ميشود- ميباشد[35].
بنابراين انسان بايد در مقام توبه و دعا براي تعجيل در فرج و نيز نصرت آن دو بزرگوار به آنها متوسل گردد، که توسل از طريق اين سه امر محقق ميشود:
اول: زيارت قبور منورشان چه از نزديک يا از دور.
دوم: اقامهي عزاي آن دو بزرگوار.
سوم: لعن بر قاتلان و دشمنان آن دو بزرگوار و دشمني کردن با دشمنان امام.
نتايج دعا براي تعجيل فرج
دعا کردن براي تعجيل در فرج امام زمان (عليه السلام) داراي فوايد و نتايجي است که به اختصار به چندين مورد اشاره ميکنيم که اين نتايج عبارتند از: اطاعت از فرمايش حضرت ولي عصر، اظهار محبت قلبي، نشانهي انتظار، اداء اجر رسالت، زودتر واقع شدن امر فرج، رفع عقوبت از اهل زمين، برخورداري از ثواب احسان به حضرت صاحب الزمان، ثواب شهيد شدن در زير پرچم حضرت مهدي (عليه السلام)، دفع بلاء، دعاي حضرت مهدي در حق دعا کننده، برتري دعاي هنگام غيبت بر دعاي هنگام ظهور، رستگاري به شفاعت حضرت زهرا (عليها السلام) و نيز موارد ديگر ...
سرانجام انتظار
يوسف گمگشته باز آيد به کنعان غم مخور کلبهي احزان شود روزي گلستان، غم مخور[36]
سرانجام، دوران انتظار و نهان بودن آخرين منجي، به سر ميرسد و به زودي سپيدي صبح بر سياهي شب چيره خواهد شد و آن زمان دور نيست. اين انسان است که با انتخاب خود و فراهم آوردن زمينهي ظهور با تلاش مستمر و رفتارهاي شايستهي خود، ميتواند برپا مانده و خود را با اين حرکت منظم هستي هماهنگ کرده و در فرجام نيک آفرينش سهيم باشد.
معناي غيبت و امکان ارتباط
قرآن کريم در سورهي مبارکهي بقره از امام زمان (عليه السلام) به عنوان «غيبت» ياد کرده است: «بسم الله الرحمن الرحيم الم ذلک الکتاب لا ريب فيه هديً لِلمُتَّقين الذين يومنونَ بالغيب[37]»
يکي از ويژگيها و خصائص اهل تقوا اين است که ايمان به امام زمان (عليه السلام) دارند. طبق تفسير شريف و نوراني عليّ بن ابراهيم قمي، «الذين يومنون بالغيب»، به عنوان يک مصداق عالي، يعني «الذين يومنون بالمهديّ (عليه السلام)»؛ يعني آنانکه به وجود امام زمان (عليه السلام) اعتقاد دارند و حضرت را باور کردهاند. پس، قرآن کريم از امام زمان (عليه السلام) به عنوان غيب ياد ميکند.
اما اين غيبت چه معنا دارد؟ آيا معناي غايب بودن امام زمان (عليه السلام) اين است که احدي از اوليا و غير اوليا زمان و عصر غيبت به محضر نوراني حضرت نميرسند؟ که اين معناي باطل و غلطي براي امام زمان (عليه السلام) است. غيبت به اين معني نيست که کسي خدمت امام زمان (عليه السلام) نميرسد. امام زمان غايب است يعني مردم او را ميبينند، او را زيارت ميکنند، ما بايد بشويم حاج محمدعلي فشندي. فرموده بود: آنقدر آشناي با حضرت شدم، آنقدر به محضر نوراني و خدمت آقا امام زمان (عليه السلام) رسيدم که اگر امام زمان (عليه السلام) پشت ديوار خانهام راه برود، صداي پاي مبارکش به گوش من ميرسد و من با صداي پاي امام زمان (عليه السلام) آنقدر آشنايم که ميگويم: اين آقا امام زمان (عليه السلام) است. از صداي پاي آقا امام زمان (عليه السلام) او را ميشناسم. يا سيد بحر العلوم که با لهجهي امام زمان (عليه السلام) آشنايي دارد ميگويد:
چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنيدن به رُخَت نظاره کردن، سخن خدا شنيدن
علامه مجلسي در جلد 53 بحار، جريان اين ملاقات را بيان ميکند و اين بيت شعر فارسي را هم از لسان سيّد بحرالعلوم ميآورد.
چرا امام زمان (عليه السلام) را نميبينيم
روز جمعه به تعبير احاديث و روايات تعلق به امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) دارد. چون امام زمان (عليه السلام) وقتي ظهور کند همهي عقول جمع ميشوند، همهي احزاب نابود ميشوند، همهي مکتبها و مذهبها مضمحل ميگردند و تمام جهان تحت حکومت واحدهي حضرت مهدي (عليه السلام) قرار ميگيرند. لذا روز جمعه به نام نامي حضرت مهدي (عليه السلام) اختصاص پيدا کرده است.
آيا در عصر و زمان غيبت عمومي ممکن است کسي امام زمان (عليه السلام) را ببيند؟ يک مطلب غلط به ذهن خيلي از افراد رفته است و آن اين است که غيبت را به معناي نديدن براي ما معنا کردهاند. وقتي که ما ميشنويم امام زمان غايب است، يعني او را نميبينيم. غايب بودن مساوي با نديدن است. وقتي که ما به روايات زيادي که در باب حضرت مهدي است مراجعه کنيم به عنوان نمونه يک روايت پيدا نميکنيد که غيبت به معناي نديدن امام زمان (عليه السلام) باشد. برعکس، روايات، غيبت را اينگونه معني کردهاند: «امام زمان را ميبينيم ولي نميشناسيم».
گناه عامل دوري ما از امام زمان
وظيفه شيعه در زمان غيبت چيست؟ غيبت امام زمان در اثر گناه و معصيتي است که ما انجام دادهايم. مرحوم خواجه نصير دربارهي امام زمان (عليه السلام) سه جملهي زيبا دارد: «وجودُه لطفٌ و تَصَرُّفُهُ لطفٌ و آخَر و غيبَتُه مِنّا[38]»؛
در اينجا سه لطف مورد بحث است: يکي مربوط به خداست، ديگري مربوط به امام زمان است و لطف سوم مربوط به شيعه است. اما لطفي که منسوب به خداست، اين است که براي جهان امام بيافريند، براي جهان انساني کامل و جامع و فردي که واسطهي فيض و شمعگونه و شمع صفت باشد براي جهانيان خلق کند که خدا اين کار را کرد و اين لطف را خدا بر خودش واجب کرده است. لطف دوم مربوط به امام زمان (عليه السلام) ميشود که در دلها و در جهان ماده و معنا تصرف کند و کار امامت خود را انجام بدهد که انجام ميدهد. اين لطف را نيز آن حضرت بر خويشتن واجب نموده است.
اما لطف سوم اين است که شيعه حضرت را بپذيرد، دوستان پيرو فرامين و نواهي امام زمان باشند؛ هرچه را او دوست دارد، دوست بدارند و با هر چيزي که او دشمن است دشمن باشند. هرچه او ميخواهد انجام دهند و هرچه را او را اکراه دارد از آن منصرف بشوند. اما شيعه اين کار را نکرد، لذا خواجه نصير ميفرمايد: «و غيبهُ مِنّا» لطف سوم را ما انجام نداديم، ما آماده پذيرايي و آمادهي پذيرش ورود امام زمان نشديم.
حضرت آيت الله بهاء الديني در يکي از جلسات خصوصي صحبتهاي جالبي ميکردند. از جمله فرمودند: بدانيد ما يک مهمان بسيار عزيزي داريم، اين مهمان عزيز فرودگاه و منزلگاهش قلب و جان ما و دل ماست، حواستان باشد. کاري نکنيد که آزردهاش کنيد و از قلب و جان و دل شما بيرون برود. فرمودند: اسمش را هرچه ميخواهي بگذار، که بنده اينگونه بهره بردم که اين ميهمان عزيز امام زمان (عليه السلام) ميباشد.
راه تبديل غيبت به فرج و ظهور خاص
چه کنيم تا اين غيبت دستکم براي ما مبدل به فرج و ظهور خاص شود. راهش چيست؟ چندين روايت از اميرالمؤمنين (عليه السلام) و امام حسن عسکري (عليه السلام) و ديگر ائمه (عليهم السلام) آمده است که در زمان غيبت اکثر قريب به اتفاق مردم هلاک هستند. (هلاک نه بدين معنا که ميميرند، بلکه هلاک به اين معنا که از دين حق خارج ميشوند) اين خطر خيلي بزرگي است، به خصوص که انقلاب ما هم اين را ثابت کرده است. چهقدر خطوط! خطهاي چپ و راست، گروهکها، منافقين، کمونيست، در زمان غيبت براي اکثر مردم درست شده است. چه کنيم که از اين گمراهي نجات پيدا کنيم؟ راهش چيست؟ دو راه را منحصراً مطرح ميکنيم:
الف- انتظار
اگر آدمي ميخواهد از گمراهي در افکار و اعتقادات نجات پيدا بکند، اگر ميخواهد ربط با امام زمان (عليه السلام) پيدا کند، بايد حالت انتظار را در وجود و درون خود زنده کند. فرمودند: «أفضل الأعمال إنتظار الفرج[39]» در برخي از روايات آمده است: «أفضل العباده إنتظار الفرج[40]» و در برخي ديگر آمده است: «أفضل الاعمال اُمتي إنتظار الفرج[41]» که به تعابير مختلف ذکر شده است.
أفضل عبادات، عاليترين اعمال، کاملترين حرکات، اين است که انسان منتظر ظهور ولي الله الأعظم و بقيه الله الأکبر باشد. اگر ما توانستيم حالت انتظار را در درونمان زنده کنيم، آنگاه است که از خيلي از خطرات مصون و محفوظيم.
منتظر واقعي
اما انتظار صحيح و مستدام: انساني که فرزندش رفته و گفته است يک روزه برميگردم و روزها، ماهها و سالها گذشت و نيامد، آيا او را فراموش ميکند؟ هر دفعه زنگ تلفن يا خانه به گوشش ميرسد از جا ميپرد، به اين اميد که خبري از عزيزش بگيرد و عزيزاني که مفقودالاثر دارند، اين معنا را درک ميکنند. هر پستچي که نامهاي بياورد فکر ميکنند از عزبزشان خبري آورده است، به اين ميگويند انتظار. يعني هر جمعهاي که ميآيد، هر نيمهي شعباني، هر موعد مناسب و هر لحظه و هر آن، در انتظار تشريف فرمايي قدوم مبارک آن حضرت به سر ميبرد.
امام صادق (عليه السلام) فرمودند: «تَوَقّع أمر صاحبک ليلکَ و نهارَک[42]»؛ شب و روز در انتظار ظهور امام (عليه السلام) باش. اگر انسان چنين حالت انتظاري داشته باشد، آيا چنين انساني به دنيا ميچسبد؟ نه. ديگر آمال و آرزو دارد؟ نه. از غير امام زمان خالي ميشود؟ فقط به يک مطلب فکر ميکند و آن هم آمدن امام زمان (عليه السلام) است. عاليترين وسيلهي تهذيب نفس، کاملترين وسيلهي سير و سلوک الي الله، اين است که ربطمان را با ولي مطلق، با وسيلهي فيض، با سبب متصل بين آسمان و زمين و اهل زمين قوي کنيم. «در دل دوست به هر حيله رهي بايد کرد». اگر انتظار زنده شد، خيلي از کمالات را به دست ميآوريم، اما ما آن انتظار را نداريم.
اگر مردم يک چک صد هزار توماني، دويست هزار توماني يا طلايي گم کنند، به جاهاي مختلف اطلاعيه ميزنند، جايزه هم براي يابنده و تحويل دهنده قرار ميدهند. عجب! به اندازهي صد هزار تومان چول و طلا و غير آن به دنبال امام زمان (عليه السلام) گشتهايم؟ ببينيم حضرت کجاست؟ ببينيم چرا غايب است؟ نکند که چشمهاي من در اثر گناه نور را نميبيند!
ب- گريه بر امام حسين (عليه السلام)
راه دوم تبديل غيبت به فرج و ظهور خاص، گريه بر امام حسين (عليه السلام) است. اگر کسي مقيّد بر گريه بر اباعبدالله الحسين (عليه السلام) شود، براي اين انسان هم راه باز ميشود، هم ارتباط روحي و هم جسمي پيدا ميکند.
راههاي ارتباط با امام زمان (عج)
1-طهارت نفس
اولين طريق عالي براي ارتباط با حضرت مهدي (عجل الله) انجام دادن واجبات و ترک معاصي و گناهان است. ما اگر در کلاس پاکي به اين مرتبه برسيم: 1- اعضاء و جوارح ما پاک از گناه بشود. 2- ذهن و افکار ما از خيالات و اوهام پاک شود. 3- قلب ما از رذائل اخلاقي پاک شود و در اين سه بعد طهارت، پاک شويم، آنگاه است که راه به سوي امام زمان (عليه السلام) مانند اتوبان و شاهراه باز است.
2-ايثار و از خود گذشتگي
دومين راه براي رسيدن به محضر مبارک و نوراني آقا امام زمان (عليه السلام) ايثار است. يعني انسان يک خواهشهاي نفساني دارد، يک محبتهاي مجازي به دنيا دارد که اگر موفق شد و از شهوت گذشت، از غضب گذشت و از دنيا گذشت و عبور کرد، به حرکت ايثار و از خود گذشتگي و پا روي نفس امّاره گذاشتن، به خدا ميرسد، به امام زمان (عليه السلام) ميرسد، به حقايق و معارف ميرسد. شرط اساسي، ايثار و از خود گذشتگي است.
3-گريستن بر اباعبدالله (عليه السلام)
سومين وسيلهي ارتباطي، گريه بر اباعبدالله الحسين (عليه السلام) و خواندن زيارت عاشورا و توسل به حضرت خامس آل عباست.
چگونه گريه بر امام حسين (عليه السلام) مرا به امام زمان (عليه السلام) پيوند ميدهد؟ عاملي که باعث شده است من از امامم بريدهام، پردهي ضخيم گناه و رذايل است که آمده است و جلو قلب من و چشم دلم پرده کشيده است. من نميتوانم آقايم را با شناخت زيارت کنم، عامل بريدگي، گناه است و گريه بر امام حسين (عليه السلام) به منزلهي از بين برندهي گناه است. لباس اگر چرکي شود. اگر چرک و آلودگي کم است، با شستنش با آب پاک ميشود. گاهي چرک و آلودگي کم نيست، احتياج به پودر رختشويي و صابون دارد، اما گاهي با آب و صابون و پودر، کار درست نميشود، بايد از مواد پاک کنندهي قويتر استفاده کرد تا آلودگي و لک لباس پاک شود.
گاهي انسان قلبش با گفتن يک «يا الله» با گفتن يک «يا ربّ يا رب» شکوفا و نوراني ميگردد. گاهي با يک «يا سريع الرضا إغفر لِمَن لا يملکُ إلا الدّعاءَ فاِنّک فعال لما تشاءِ، يا مَن ...[43]» دلش نوراني ميشود. گاهي با صدقات و گاهي با تلاوت قرآن، گاهي کسي ميآيد ميگويد: آقا! من هرچه کردم دلم سبک و خنک نشده چه کنم؟ به او ميگوئيم: برو براي امام حسين (عليه السلام) گريه کن. گريه بر ابي عبدالله الحسين (عليه السلام) تيزاب است. تاريکي، ظلمت و لکه گناه را محو و نابود ميکند. مانع ارتباط گناه است، گريه بر امام حسين (عليه السلام) لکه و آلودگي گناه را از بين ميبرد، وقتي ابر گناه رفت ميتوانم امامم را مشاهده کنم. اين لِمّ و سرِّ گريه بر امام حسين (عليه السلام) است. هرکس متوسّل به امام حسين (عليه السلام) بشود و اين برنامه را ادامه دهد، آنگاه است که به محضر نوراني آقا امام زمان (عليه السلام) ميرسد.
4-برخورداري از ويژگيهاي مرتبطين با حضرت
يک طريق بس اصيل و اساسي براي ارتباط با امام زمان (عليه السلام) اين است که به حالات و جريانات متشرفين به محضر مبارک امام زمان (عليه السلام) مراجعه کنيم و ببينيم، سيّد ابن طاووسها، سيّد بحرالعلومها، علامه حلّيها، و امثال اين شخصيتهاي بزرگ و عظيم الشأن از چه ويژگيهايي برخوردار بودهاند، ما نيز آن ويژگيها را در زندگي کشف کنيم. اگر ما تبعيت کرديم و آن ويژگيها را به دست آورديم، براي ما نيز راه به سوي امام زمان (عليه السلام) باز ميشود.
تکاليف عصر غيبت
1-ايمان به حتمي بودن ظهور
از جمله تکاليف عصر غيبت، ايمان به حتمي بودن ظهور حضرت مهدي (عجل الله) در آخرالزمان است هرچند که ظهور حضرت طول بکشد. و اينکه او از اولاد حضرت زهرا (عليها السلام) است و هنگام ظهورش زمين را پر از عدل و داد خواهد کرد.
2-تمسک به دين حق در فتنهها
کليني به سندش از امام صادق (عليه السلام) نقل کرده که فرمود: «إنَّ لِصاحب هذا الامر غيبه ...[44]»؛ «همانا براي صاحب اين امر غيبتي است که ديندار در آن به مانند کسي است که دست به شاخهي پر تيغ گل بکشد ... بهطور حتم براي صاحب اين امر غيبتي است، پس بايد بندهي خدا تقواي الهي را پيشه کرده و به دين او تمسک بجويد».
3-تمسک به ولايت امام زمان (عليه السلام)
شيخ صدوق به سندش از امام باقر (عليه السلام) نقل کرده که رسول خدا (صلي الله) فرمود: «طوبي لِمَن ادرک قائم أهل بيتي و هو ...[45]»؛ «خوشا به احوال کسي که زمان قائم از اهل بيتم درک کند و زمان غيبتش قبل از آن که ظهور کند به او اقتدا نمايد و دوستدار دوستانش و دشمن دشمنان حضرت باشد. او از رفقاي من و از دوستان من است و کريمترين کسي است که در روز قيامت بر من وارد ميشود».
4-درخواست شناخت حضرت (عليه السلام) از خداوند متعال
کليني به سندش از امام صادق (عليه السلام) نقل کرده که دربارهي قول خداي عزّوجل «وَ مَن يُوتَ الحِکمَهَ فَقَد أوتِيَ خيراً کثيراً» فرمود: «طاعه الله و معرفه الإمام[46]»؛ «مقصود از (حکمت) اطاعت از خداوند و شناخت امام است».
5-تجديد بيعت و ثبات بر اطاعت
از مظاهر تمسک به امام زمان (عليه السلام) تجديد مستمر بيعت با حضرت و ثبات قدم داشتن بر اطاعت اوست تا از مرگ جاهليت نجات پيدا کند.
در دعاي عهد که از امام صادق (عليه السلام) نقل شده چنين آمده است: «اللهم إني اُجَدِّدُ لَهُ في صبيحه يومي هذا و ما عِشتُ في ايّامي عهدا و عقدا و بيعه له في عنقي ...[47]»؛ «بار خدايا من تجديد ميکنم با او در بامداد امروز تا ايامي که زندگاني ميکنم پيمان و عقد بيعت با او را که بر گردن من است. و هرگز از آن برنگردم و تا ابد دست از بيعت با او برندارم بار خدايا مرا از ياران و کمککاران و دفاعکنندگان از او گردان ...».
6-مقابله با شبهات
از وظايف علما و دانشمندان در عصر غيبت حضرت مهدي (عج الله) مقابله با شبهات و تشکيکاتي است که به مقتضاي غيبت حضرت مهدي (عليه السلام) پديد آمده است؛ زيرا شک و ترديد در جامعه درصورتيکه پاسخ آنها داده نشود، ميتواند ايمان مردم را نسبت به امامت و ولايت حضرت (عليه السلام) متزلزل سازد.
7-کمک و همدردي با برادران مؤمن
8-ترويج مهارت و علوم اهل بيت (عليه السلام)
9-فريب مدعيان دروغين مهدويت را نخوردن
10-شناخت خصوصيات و علائم ظهور حضرت مهدي (عليه السلام)
11-دعا براي تعجيل در فرج حضرت مهدي (عليه السلام)
12-اجتناب از جزع
13-تعيين نکردن وقت براي ظهور
14-محبت امام زمان (عليه السلام)
15-تحصيل شناخت و صفات و آداب ويژگيهاي آن حضرت (عليه السلام)
16-رعايت ادب نسبت به او
17-محبوب نمودن او در ميان مردم
18-انتظار فرج و ظهور آن حضرت (عليه السلام)
18-اظهار اشتياق به ديدار آن حضرت (عليه السلام)
19-ذکر مناقب و فضايل آن حضرت (عليه السلام)
20-اندوهگين بودن مؤمن از فراق آن حضرت (عليه السلام)
21-قيام، هنگام ياد شدن نام يا القاب آن حضرت (عليه السلام)
22-تداوم درخواست معرفت آن حضرت (عليه السلام)
23-طواف بيت الله الحرام به نيت آن حضرت (عليه السلام)
24-سعي در خدمت کردن به آن حضرت (عليه السلام)
25-خوشحال کردن مؤمنين
26-زيارت کردن آن حضرت (عليه السلام)
27-خيرخواهي آن حضرت (عليه السلام)
28-درود فرستادن بر آن حضرت (عليه السلام)
و ...
مقصود از «شناخت امام»
ميدانيم که مقصود از شناخت امام، تنها به معرفت و اسم و نسب و خصوصيات ظاهري نيست، بلکه مقصود از شناختن امام، غير از اين امور شناسايي او نسبت به مقامات و منزلتهاي اوست. امام واسطهي فيض تکوين و تشريع است. به واسطهي اوست که خداوند به مردم روزي ميدهد و زمين و آسمان ثابت ميماند. به واسطهي او است که زمين بدون اضطراب به گرئش خود ادامه ميدهد. او است که نفوس قابل را هدايت و رهبري ميکند. او است که واسطهي تشريع و بيان کننده و توسعه دهنده شريعت است. او است که به جهت برخورداري از مقام عصمت، حافظ شريعت بهطور عموم يا خصوصي است. او است که به جهت تقرب به سوي خدا و رسيدن به مقام ولايت الهي بر عموم افراد بشر ولايت دارد. او است که به نصّ خدا و به توسط پيامبر گرامي (صلي الله) بر اين مردم به عنوان امام و خليفه و جانشين رسول خدا (صلي الله) منسوب شده است. او است که به وجودش کفار از تحريف دين مأيوس ماندند و ...
حقيقت انتظار فرج
انديشهي پيروزي نهايي نيروي حق و صلح عدالت بر نيروي باطل و ستيز و ظلم، استقرار کامل و همه جانبهي ارزشهاي انساني، تشکيل مدينهي فاضله و جامعهي ايدهآل و بالاخره اجراي اي ايده عمومي و انساني به وسيلهي شخصي مقدس و عاليقدر که در روايات اسلامي از او به «مهدي» نام برده شده است، انديشهاي است که کم و بيش همهي فرق و مذاهب اسلامي – با اختلافي- بدان مؤمن و معتقدند.
اين انديشه بيش از هر چيز مشتمل بر عنصر خوشبيني نسبت به جريان کلي نظام طبيعت و سير تکاملي تاريخ و اطمينان به آينده و طرد عنصر بدبيني نسبت به پايان کار بشر است که طبق بسياري از نظريهها و فرضيهها تاريک و ابتر است. اميد و آرزوي تحقيق اين نويد کلي جهاني انساني در زبان روايات اسلامي (انتظار فرج) خوانده شده است
عناصر تشکيل دهندهي انتظار
انتظار ظهور منجي هيچگاه به حقيقت نميپيوندد مگر درصورتيکه سه عنصر اساسي در آن محقق شود:
1-عنصر عقيدتي: شخص منتظر بايد ايمان راسخي به حتمي بودن ظهور منجي و نجاتبخشي او داشته باشد.
2-عنصر نفساني: زيرا شخص منتظر بايد در حالت آمادگي دائمي به سر برد.
3-عنصر عملي و سلوکي: شخص منتظر بايد به قدر استطاعت خود در سلوک و رفتارش زمينههاي اجتماعي و فردي را براي ظهور منجي فراهم نمايد.
اگر هريک از اين سه عنصر اساسي براي انتظار نباشد، انتظار حقيقتاً معنا پيدا نميکند.
اقسام انتظار
انتظار فرج دو گونه است:
1-انتظاري که سازنده است، تحرکبخش است، تعهدآور است، اين انتظار عبادت و بلکه بافضيلتترين عبادتهاست.
2-انتظاري که ويرانگر است، بازدارنده است، فلجکننده است و نوعي اباحيگري محسوب ميشود.
ضرورت انتظار
ضرورت و اهميت انتظار را از زواياي مختلف ميتوان بررسي کرد:
1-انتظار، زمينهساز ظهور
2-انتظار، مانع از نااميدي
2-انتظار، مانع تسلط دشمنان
رهآورد انتظار
1-صبر؛ امام صادق (عليه السلام): «از دين امامان است پرهيزکاري ... و انتظار فرج با صبر و شکيبايي[48]»
2-ياد منجي
3-اصلاح
4-ايجاد روحيهي اميد
5-بصيرت به دين
6-انتظار، عاملي براي حفظ دين
7-انتظار، دعوتکنندهي به حماسه
8-زمينهساز انتظار براي ظهور
9-انتظار، محرک انسان به سوي مبدأ
10-انتظار، تنبّهي بر معاد
11-انتظار، محرک انسان به اصلاح جامعه
بهترين عمل در آخرالزمان
راوي گويد که عرض کردم: يابن رسول الله! کدام عمل است که در آن زمان بهترين اعمال است؟ فرمود که:
«زبان را نگاه داشتن و ملازم خانهها بودن[49]»
و به روايت ديگر نقل کرده است از زراره بن اعين که گفت: شنيدم از حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) که به درستي که قائم آل محمد (صلي الله) را غيبتي خواهد بود پيش از قيام به امر قتال و جهاد.
گفتم: چرا؟ فرمود از ترس کشتن. پس فرمود که اي زراره! اوست که مومنان انتظار (ظهور) او ميکشند و اوست که مردم شک در ولادت او خواهند کرد؛ بعضي خواهند گفت که هنوز در شکم مادر است و متولد نشده است و بعضي گويند که او غايب است [بعضي گويند که هنوز هم نرسيده است] و بعضي گويند که پيش از وفات پدرش به دو سال متولد شده است و حق تعالي به غيبت آن حضرت شيعيان را امتحان فرموده است و در آن وقت شک خواهند اصحاب بطالت و ضلالت.
زراره گفت که فداي تو شوم اگر آن زمان را دريابم در آن زمان چه کار بکنم؟ فرمود: که اگر آن زمان را دريابي بر اين دعا مداومت نما: »اَللهمَّ عَرِّفنِي نَفسَک فَانَّکَ إن لَم تُعَرِّفنِي نَفسَک لَم أعرِف نَبيَّک أللهُمَّ عَرِّفنِي رسولَکَ فَأنََّکَ إن لَم تُعرِّفنِي رَسولَکَ لم أعرِفُ حُجَّتَکَ أللهُّمَ عَرََّفنِي حَجَّتَکَ فإنَّکَ إن لَم تُعَّرِفنِي حَجَّتِکَ ضَلَلتُ عَن دِينِي[50]»
منابع و مآخذ
(مقردات الفاظ قران، نشر طوبي، التحقيق في کتاب القران، قران، شيوه هاي ياري قائم آل محمد، همان، کمال الدين، تمام النعمه، صحيفه امام خميني، قيام و انقلاب مهدي از ديدگاه فلسفه تاريخ، گزيده کافي، بحارالانوار، امام زمان ارزوي بشريت، فرهنگ نامه مهدويت، تحف العقول، انتظار بهار و باران، خورشيد مغرب، مفاتيح الجنان، علل الشرايع، حافظ، مصياح الزائر، کشف الغمه، بشارة المصطفي، يوم الاخلاص، مفردات راغب، الملاحم و الفتن)
اداره تبليغات اسلامي شهرستان گراش
پي نوشت ها:
[1] مفردات الفاظ قران، جلد 3 ، ص361.
[2] نثر طوبي،ص476.
[3] التحقيق في کلمات القران، ج12، ص176.
[4] سوره اعراف، آيه 71
[5] شيوه هاي ياري قائم ال محمد، ص146-145.
[6]99،ب 7، ص112،ح 2 همان، ج
[7] کمال الدين و تمام النعمه،ج2،باب36، ص7،حديث1
[8] همان، باب38، ص72، حديث 3
[9] صحيفه امام خميني، ج18، ص202
[10] قيام و انقلاب مهدي از ديدگاه فلسفه تاريخ، ص54
[11] همان، ص55
[12] گزيده کافي، جلد3،کتاب الحجج، ص257
[13] بحارالانوار، جلد 72، باب 84، ح11، ص391
[14] قيا و انقلاب مهدي از ديدگاه فلسفه تاريخ، ص15
[15] امام زمان آرزوي بشريت، ص102
[16] فرهنگ نامه مهدويت، ص58-56
[17] بحار الانوار، ج52، باب12، ص122، حديث 2
[18] بحار الانوار، ج67، باب 53، ص190، حديث2
[19] تحف العقول، ص179
[20]انتظار بهار باران، ص23
21- بحار الانوار، ب 22، ص 122، ح 3
22- بحار الانوار، ب 23
23- بحار الانوار، ج 52، ب 22، ص 125، ح 11
34- بحار الانوار، ج 52، ب 22، ص 131، ح 23
25- تحف العقول، ص 63، ح 25
26- بحار الانوار، ج 52، ب 22، ص 122، ح 4
27- خورشيد مغرب، ص 275
28- علل الشرايع، ب 117، ص 139، ح 2
29- اصول کافي، ج 1، کتاب الحجه، باب أنّهُ من عرف إمامه، ص 371، ح 3
30- مفاتيح الجنان، ص 880
31- بحار الانوار، ج 53، باب من توقيحانه، ص 188، ح 10
32- بحار الانوار، ج 59، ب 18، ص 24، ح 16
33- سوره رعد، آيه 11
34- امور بدائي اموري است که امکان پس و پيش افتادن در آن است و دعا، باعث وقوع آن در زمان نزديکتر ميشود.
35- شيوههاي ياري قائم آل محمد (صلي الله)، ص 190-189
36- حافظ
37- سوره بقره، آيات 1 تا 3
39- وجود امام زمان (عليه السلام) لطفي است و تصرّف او لطفي ديگر و غيبت آن حضرت از جانب ماست.
40- بحار الانوار، ج 75، ص 208
41- بحار الانوار، ج 52، ص 125
42- بحار الانوار، ج 50، ص 317
43- بحار الانوار، ج 95، ص 159
44- مفاتيح الجنان، قسمتي از دعاي شريف کميل
45- کافي، ج 1، ص 335
46- کمال الدين، ص 286، ح 2
47- کافي، ج 1، ص 185
48- مصباح الزائر، ص 235، بحار الانوار، ج 102، ص 111
49- بحارالانوار، ج 51، ص 122
50- کمال الدين 1/330 و بحارالانوار 25/145
الهی!