حکایتی زیبا ..
مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست. بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود.
آنگاه خطاب به جماعت گفت : مردم !هرکس از شما که مى داند امروز تا شب خواهد زیست و
نخواهد مرد، برخیزد! کسى برنخاست. گفت: حالا هرکس از شما که خود را آماده مرگ کرده
است، برخیزد! باز کسى برنخاست. گفت: شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما براى
رفتن نیز آماده نیستید...!!!
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 18:43 توسط محب المهدی (عج )
|
الهی!